ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
177
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
افكند و از احمد بن اسرائيل دويست هزار دينار ( زر ) آن هم با ضرب تازيانه گرفت . از سليمان بن وهب منشى ايتاخ چهار صد هزار دينار و از حسن بن وهب چهارده هزار دينار و از ابراهيم بن رياح و منشيان او صد هزار دينار و از احمد بن حصيب و منشيان او هزار هزار دينار ( يك ميليون ) و از نجاح شصت هزار و از ابو الوزير صد و چهل هزار دينار گرفت . ( مبالغ مذكوره كه سكه زر بود بسيار گزاف بود و اين دليل هرج و مرج آن زمان و غارت مستوفيان بود كه واجد آن ثروت گران شده بودند ) . علت گرفتن اموال از آنها اين بود كه شبى با جمعى از ياران نشست و از آنها علت نكبت برمكيان را پرسيد . عروة بن عبد العزيز انصارى چنين پاسخ داد و حكايت كرد كه : كنيزى كه مالك او ابن خياط بود در معرض فروش گذاشته شد هارون - الرشيد خواست او را بخرد و بهاى او صد هزار دينار زر بود و از يحيى ( وزير و صدر اعظم ) خواست كه آن مبلغ را بپردازد . يحيى گفت : اين آغاز تباهگرى مىباشد . او يك كنيز به صد هزار دينار مىخرد . من نمىتوانم اين مبلغ را بپردازم . رشيد غضب كرد و دوباره تاديه آن مبلغ را خواست . يحيى خواست كه رشيد را بر فزونى آن مبلغ آگاه كند آن صد هزار دينار را درهم كرد و دستور داد مبلغ را حمل كنند تا او ببيند و بداند آن مبلغ بسيار گزاف است . آن وجه نقد را در معرض عبور رشيد نهادند . رشيد گذشت و آن مبلغ را ديد و پرسيد گفتند : اين بهاى آن كنيزك است . مبلغ به نظر او فزون آمد دستور داد كه كنيز را پس بدهند . بخادم خود هم گفت : اين وجه را نزد خود نگهدار و براى من گنج بساز كه حاوى مال و نقد و مستقيما در اختيار من باشد . او خانه و گنج ساخت و آن را « بيت العروس » ناميد . آنگاه كوشيد كه بداند چه شخصى ثروت و مال دارد كه آن مال را از او بربايد . دانست كه برمكيان واجد مال بسيار هستند . مردى ملازم و نديم او بنام ابو العود بود او اديب و مونس رشيد بود . رشيد دستور داد كه سى هزار درهم به او داده شود . يحيى از پرداخت مبلغ تعلل و تسامح نمود . ابو العود كوشيد كه رشيد را ضد يحيى